سلام امروزسرحالم گفتم بذار یکم ا ریحان بگم

سوگلی ناز من سخت در تلاش شناخت بدنش هست

فقط تو کار می می وجی جی(به اونجاش می گه جی جی) هست

جرات ندارم برم حموم میاد دم حموم میشینه اگردر وباز نکنم اینقدر

در میزنه که درو باز کنم

بعد میشینه نگاه کردن  و سوالات جورواجور پرسیدن

دیشب امیر ازحموم اومده  رفته درازکشیده زیر پای باباش

میگم ریحان چرا اونجادرازکشیدی بیا اینطرفتر میگه  خوب می خوام جی جی بابارو ببینم

بعد لباسشو زده بالا که خودشو باامیرمقایسه کنه

به امیرگفتم بلوزنپوش بذار براش توضیح بده  وباخودش مقایسه کنه

نشستن کنارهم گفتم ببین این می می باباست این شکم باباست اینم نافش

مثل تو می می داره شکم داره وناف

در اومده میگه پس چرامال بابا موداره مال من نداره

گفتم دخترم باباها بدنشون مثل صورتشون ریش داره ولی مامانا و دختر ریش ندارن

قیافش این شکلی شده بود بعد گفت اهان فهمیدم مامان


چندروز پیش رو جعبه کفش عکس ۳تا دختر که لباس دکلته پوشیدن همراه سو*تی*ن اسفنجی

اومده می گه مامان من بزرگ شدم ازاین می می بندا برام می گیری قشنگه مگه نه؟

منو میگی گفتم باشه مامان بزرگ شدی برات می گیرم

عصرداشتم برای امیرتعریف می کردم که گفت دیشب به من گفته بود


پی نوشت۱:دیروز از صبح بهونه میگرفت که لگوموبیاربازی کنم اوردم نیم ساعت بازی کرد دوباره گفت پازلهامو بده براش اوردم

ده دقیقه نشد گفت فلشهامو بیار خلاصه بعدازدوساعت گفت اه این چه وضعی هست

منتمام اینارو بلدم یه چیز جدید برام بگیرید

ماهم فرزندذلیل یه کاره رفتیم شهرکتاب اینوگرفتیم31988730067474117605.jpg

۶۰تومن پول همین چهارتا چوب شد خدابه داد خانواده هایی برسه که دستشون تنگ هست

پی نوشت۲:اینم عکس یکسری از وسایلش

27386562800768389554.jpg 90302782731345993071.jpg