سلاااااام دوستای گل و نازم

الهی همیشه لبتون خندون ودلتون شاد باشه(آمین)

بگم از سوگلی خونه ما

تو ماشین بودیم و ترافیک شدید خیابون همش مزون لباس عروس بود

ریحان:بابا امیر ازاین لیاس عروسا برای من می خری

می خوام عروس بشم

امیر:باباشه بابا برات می خرم

رسیدیم به یه فروشگاه لوازم خانگی

ریحان:بابا ازاین وسایل هم برای جهیزیم بخر

جاروبرقی ساسمونگ لباسشویی ساسمونگ سایدش می خوام

بابا ماشین ظرفشویی یادت نره

به امیرمیگم امیرجان به فکر باش از الان داره مارک لوازم میگه بزرگ بشه چی میشه


پی نوشت:دوستان گل برای کتاب خوندن برای ریحان چه کتابهایی بخونم براش

کتاب داستانها خیلی بی محتوی شدن لطفاکمکم کنید